أبو علي سينا
12
قراضه طبيعيات ( فارسى )
نه او را « 1 » سلاحى ساخته است از تن « 2 » او چنانك « 3 » بدان با دشمن مقاومت تواند كرد « 4 » پس گوش را بمنزلت ديدبان « 5 » ساخت تا چون مردم اندر « 6 » خواب بود يا بيدار آواز وحش « 7 » حيوانى بشنود كه معادى و مضادّ « 8 » او باشد حزم خويش گيرد و احتراز كند پس « 9 » بدين سبب گوش را انطباق نبود « 10 » كه اگر وقتى از اوقات كه حادثهء « 11 » افتادى و او منطبق بودى خلل « 12 » اندر آدمى « 13 » آمدى و نيز اگر او را انطباق بودى و « 14 » وقتى
--> ( 1 ) - م : الا او را ( بجاى كه نه او را ) . س : مگر آنكه او را . ( 2 ) - چنين است در نسخهء س و ت . م : از من او ( بدون نقطه ) و بعد آن را به صورت « ازين » درآوردهاند . ( 3 ) - س : چنان كه او بدان . ( 4 ) - ت : كند ( بجاى تواند كرد ) . ( 5 ) - چنين است در نسخهء س . م و ت : طبيعت . ( 6 ) - در نسخهء س غالبا بجاى « اندر » « در » آورده است و براى پرهيز از تكرار بيهوده از ذكر آن موارد خوددارى مىشود . ( 7 ) - چنين است در نسخهء ت و س . م : و حس حيوانى . ( 8 ) - چنين است در نسخهء ت . س : معادى و مضار بر . م افزوده : مضارّى . ( 9 ) - م اين كلمه را ندارد . ( 10 ) - س : نيست . ( 11 ) - م و س : حادثه . ( 12 ) - از كلمهء « خلل » تا « منطبق بودى » از نسخهء م اصلا ساقطست . ( 13 ) - اين كلمه در نسخهء ت نيامده است . ( 14 ) - س اين حرف را ندارد .